فضل الله روزبهان خنجى اصفهانى
35
مهمان نامه بخارا ( تاريخ پادشاهى محمد شيبانى ) ( فارسى )
خرج منها حتى يعود اليها » مردى كه دل او همچو قنديل آويخته در مساجد باشد گاهى كه در آيد درو راكع و ساجد باشد و چون بيرون رود دل آويز آنكه باز گردد و بفراغ خاطر مشغول عبادت و نماز گردد . قنديل دل را كه معلق مساجدست پيوسته از زيت طلب كه بر افروزندهء مصباح « يَكادُ زَيْتُها يُضِيءُ وَ لَوْ لَمْ تَمْسَسْهُ نارٌ » ست « 1 » سوزان دارد و مشكوة ضمير را از انوار طاعت كه بر بالاى نور ايمان نمايندهء نور على نورست بوقيد توحيد فروزان دارد . چنين كس چون همه اوقات مراقب يزدانست فردا در قيامت پناه قرار او سايهء عرش رحمن است . چهارم بر حسب فرمودهء « و رجل دعته امرأة ذات حسب و جمال . فقال : انى اخاف اللّه » مردى كه بخواند او را زنى اصيل صاحب جمال [ 14 پ ] كه عقل [ هر ] جوان حيران حسن و دلال او باشد . پس آن مرد از مقام مراقبت الهى كه موجب توجه خاطر و دل آگاهيست بگويد : من از خداوند تعالى ترسانم و از دل غافل خود راه نجات را پرسان . جمال محبوب مجازى ، او را از مراقبت محبوب حقيقى باز ندارد و عشوه و كرشمهء شاهد دلفريب ، او را از تجليات حضرت مشهود « وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ » « 2 » مانع نگردد ، آتش جانسوز شهوت در وقت اشتعال متاع صبر و طاقت تقواى او را نسوزد و شعلهء دل گداز لذت نفس چراغ فسق او را بر نيفروزد ، چندان مستغرق جمال حبيب باشد كه معشوق مجازى را رقيب شمارد و استيلاى خوف روز حساب از امن و فراغ او در مشاهدهء شاهد گرد برآورد . چنين مرد در روز قيامت كه امن و سلامت مرتفع شود و نهيب « تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ » « 3 » ديدهء حاضرانرا در غلواى ساعت و غوغاى واقعهء كبرى متحير سازد ، به بركت تقوى از شدايد عرصات در امان باشد و برد ظل عرش رحمن حرارت قيامت را ازو دور گرداند چون حرارت شهوت را به برد يقين تبديل كرده
--> ( 1 ) - سورة النور آيهء : 35 . ( 2 ) - وَ إِذا سَأَلَكَ عِبادِي عَنِّي فَإِنِّي قَرِيبٌ أُجِيبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذا دَعانِ فَلْيَسْتَجِيبُوا لِي وَ لْيُؤْمِنُوا بِي لَعَلَّهُمْ يَرْشُدُونَ ( سورة البقره آيهء : 185 ) ( 3 ) - وَ لا تَحْسَبَنَّ اللَّهَ غافِلًا عَمَّا يَعْمَلُ الظَّالِمُونَ إِنَّما يُؤَخِّرُهُمْ لِيَوْمٍ تَشْخَصُ فِيهِ الْأَبْصارُ ( سورة ابراهيم آيهء : 42 )